سال تحویل 92
سلام پسرم. امسال دومین سالیه که تحویل کنار مونی. منتها سال پیش چون خیلی کوچیک بودی و تازه بدنیا اومده بودی مامانی اصلا سفره هفت سین هم نچیده بودم. و اما امسال تو وروجک حالا 1 سالت گذشته و حسابی شیطون و بلا شدی و چشم و چراغ خونمون. دلم برات بگه از قبل سال تحویل: بابایی 1چن ساعتی رفت مغازه و مامان خونه رو که مرتب کردم (آخه مامانی اعتقاد دارم که لحظه سال تحویل همه چی باید مرتب و منظم باشه و هرچی هم سر جای خودش) به فکر غذا دادن پسملم افتادم تا 1 کماستراحت کنی تا موقع سال تحویل. (آخه خودت میدونی که وقتی لالا میاد دیگه هیشکی و هیچچی رو نمی شناسی) خلاصه شما 1 کم لالا کردی تا بابا اومد و ما هم نهار خوردیم و آماده که شدیم گلمونم بابا بیدار کرد تا 3 نفری کنار سفره 7سین باشیم و به قول بابایی تو کانون گرم خونواده باشیم
هیچی دیگه مامانی هم دوربین رو تنظیم کردم تا فیلمی از اولین سال تحویل 3 نفرمون داشته باشیم که تو آرشیو موجوده پسرکم. بعدشم که بابایی عیدی هامونو داد(وجه رایج مملکت.البته مال مامانی بیشتر بود چون به هر حال حق آب و گل دارم) 1 چن تام عکس گرفتیم و آماده شدیم که بریم خونه باباجونی و خونه مامان بزرگ.
اینم عکس های پسر خوشگلم در ابتدای سال 92
7سین



اینجا گل پسری حاضر و آماده برای ددری


راستی پسرم 3 روز مونده به عید تولد علی و زهرا "دوقلوهای خالجون آمنه" بود که رفته بودیم و تو هم کلی خوش گذرونده بودی.البته روز اصلی تولدشون 2 فروردینه که امسال خالجون به پیشباز رفته بود
اینم2 تا عکست از اون روز. امیر عطا و زهرا
امیر عطا و علی
بعد از اون هم سرمون به دید و بازدید عید گرم شد تا 4 فروردین که به اصرار زیاد بابایی راهی سفر شدیم و به همین دلیل خیلی از جاهارو نرسیدیم بریم مثل خونه خاله جون ها"هر3تا" دایی ها"هر2تا" عمه کوچیکه و.... راستی گفتم اصرار بابا/چون قرار شد با ماشین خودمون بریم مامانی زیاد راضی نبودم چون فکر می کردم تو هنوز کوچیکی برای مسافرت با ماشین خودمون و اذیت می شی ولی بالاخره با تاخیر 4فروردین رفتیم و بد هم نشد. بابایی نشنوه کلی هم خوش گذشت 3 نفری. بعدا عکس های سفرمونو می ذارم.
300 تا. 



سال تحویل 92
